دهه هفتاد
متولد 80 هم دهه هفتادی حساب می شه
بگو خب
متولد 80 هم دهه هفتادی حساب می شه
بگو خب
می پرسه ماشینت ریو هست ؟
پ نــه پ لامبورگینیه قالپاق ریو می ندازم ریا نشه
روش هاي نوشتاري :
1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...
3. نوشتن پشت لباس و یا درون پالتو و یا مانتو !
اومد در گوشم گفت نگران چی هستی؟ اسمتو بنویس بقیش با من!
ولی حیف بیدار شدم بقیه خوابمو ندیدم
استاد ریاضی : حاصل ضرب نبوغ در تلاش تقسیم بر ادعا
استاد هندسه : حجم محصور بین پوست
استاد ادبیات : آدمی را آدمیت لازم است ...
استاد زبان : آدمی = human
استاد شیمی : مجموعه ای از ترکیبات شیمیایی بر پایه اکسیژن و هیدروژن
میدونید چرا بیشتر نخبه های جهان و رتبه اولی های کنکور پسرن؟
چون به خاطر ترس و فرار از سربازی عین س-گدرس میخونن!؟
من براش کامنت گذاشتم:بنی اگه پسر رتبه دوم سوم دهم بشه میبرنش سربازی؟؟؟
بی عقلی خودتونو توجیه نکنین
قبل از این که بلاکم کنه پیش دستی کردم من بلاکش کردم نمیدونین چه کیفی داد
خخخخ
روانی هم خودتی
طرف مقابلت بگه گالِرو(دهن،فک،پوزه:|) ببند عــــــــــربده نکـــــــش
بعد بش بگی برو سوسک توله
بگه اِاِاِوااااااااااااا برو این کتکی ک بم زدی توش پوله
منم در آخر بگم خاکه همون هفت خرابه تو سرتD-:
ما دوتا الان منتظریم تا آوای باران تموم بشه تا تیکه های جدید یاد بگیریم
خخخخخ
ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺗﺮ ﺍﻭﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ:ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ ﭼﺸﺎﺗﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ!!
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﮐﻠﻤﻮ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﻣﺮﮔﻢ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺗﺮ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﯾﺎ ﺑﮑﻮﺑﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺖ؟؟؟؟
بـخـونـیـد لـطـفـا زیـبـاسـت....
مـیـگـن یـه روز دو تـا وهـابـی مـوقـع سـوار شـدن بـه هـواپـیـمـا مـتـوجـه مـیـشـن یـکـی از مـسـافـرا شـیـعـه سـت....
تـصـمـیـم مـی گـیـرن کـه شـیـعـه رو اذیـتـش کـنـن....!
اولـی بـه دومـی گـفـت:
" مـی خـواسـتـم تـعـطـیـلـات بـرم لـبـنـان.... امـا شـنـیـدم اونـجـا شـیـعـه زیـاد زنـدگـی مـی کـنـه....اه... اه....اه....
نـرفـتـم!!!
پـیـشـنـهـاد شـنـاسـنـامـه ی بـحـریـنـی بـهـم شـد....امــا قـبـول نـکـردم....!چـون اکـثـریـت شـیـعـه هـسـتـن!!!
فـکـر کـردم بـرم عــراق...شـنـیـدم کـه عـراق هـم پـر از شـیـعـه شـده!!! "
رفـیـقـش گـفـت:
" خـب چـرا نـرفـتـی اروپــا....؟!؟ "
گـفـت:
" اونـجـا هـم تـشـیـع مـنـتـشـر شـده!!! "
....
هـمـیـنـطـور ادامـه دادن تـا خـشـم ایـن مـسـافـر شـیـعـه رو بـبـیـنـن!!!
مـسـافـر شـیـعـه هـم بـا کـمـال خـونـسـردی رو کـرد بـهـشـون و گـفـت:
""""چــرا بــه جــهــنــم ســفــر نــمــی کــنــیــن؟!؟!؟
شــنــیــدم اونــجــا تــنــهــا جــایــی هــســت کــه شــیــعــه نــداره!!!!"""
****بـه افـتـخــــار هـمـه ی شــیـــعـــه هـــــا****

خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت.
بعد از کلی فشار... و خم و راست شدن، بچه رو بغل میکنه و میذاره روی میز،
بعد روی زمین بلاخره با هزار جابجایی و فشار چکمه ها رو پای بچه میکنه و یه
نفس راحت میکشه که ... هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه میگه: این چکمه ها
لنگه به لنگه است.
خانم ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه
نیفته هرچه تونست کشید تا بالاخره بوتهای تنگ رو یکی یکی از پای بچه
درآورد.
گفت ای بابا و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای
بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه؛ ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه
نمیرفتن و با فشار زیاد بالاخره موفق شد که بوت ها رو پای این کوچولو بکنه
که بچه میگه: این بوتها مال من نیست!!
خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی
گریبانگیرش شده، با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت آخه چی بهت بگم.
دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد. وقتی تمام شد پرسید: خب حالا بوت های تو کدومه؟
بچه گفت: همین ها بوت های برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره میتونم پام کنم....
مربی که دیگه خون خونشو میخورد سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره
این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد. یک آه طولانی
کشید و بعد گفت: خب حالا دستکشهات کجان؟ توی جیبت که نیستن.
بچه گفت: توی بوتهام بودن دیگه!!!!


دروازه بان ملوان در برنامه نود :
سعی میکنم 6 گلی که از پرسپولیس خوردم را فراموش کنم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بدبخت ؛ یه تیم هست 40 سال پیش 6 تا از ماخورد هنوز شبا کابوسشو میبینه ...
اونوقت تو میخوای به همین زودی فراموش کنی؟ :)))))
اما تا آخر کلاس باید دم در وایسه !