مرا بغل کن ...

روزی زنی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود

بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از

موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى

 اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.

زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت

 نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان

شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟

و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش

سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک

 صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از

شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب

پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب

داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه

نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى مرا بغل کن

چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده

که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است

عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد

 فاصله ابراز عشق دور نیست

 فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید

درآویز زینتی!!!

غلامعلی حداد عادل مسخره کردن برخی از واژ‌ه‌های مصوب فرهنگستان را اهانت به زبان یک ملت خواند و گفت: نمی‌دانم چه چیز «درازآویز زینتی» به جای «کراوات» خنده‌دار است که مردم آن را مسخره می‌کنند!

 

 

 

حالا اون به کنار. کی میدونه چه کلمه ای رو جایگزین واژه "پاپیون" کردن؟  کلمه "دو ور پُف میان بند" 


 

این واژه ها رو هم بهش اضافه کنید:
خزش راه به جای باند فرودگاه
لغزانه به جای ژله
دارازلقمه به جای ساندویچ
تخم مرغ موکت شده به جای کیوی

 

این آخری شوخی بود!!

پارسیان

نشد من به یکی بگم دیشب دو ساعت خوابیدم

نگه بابا تو که خوبی من کلا یه ربع خوابیدم!!!!

عاشق این حس رقابتی هفت هزار ساله ی پارسیانم!



 یعنی تو هر زمینه ای تا ثابت نکنن از تو بدبخت ترن ولت نمیکنن

داستان کوتاه : کله پوک !

تا وقتی زنده ام، اولین ملاقاتم با آلوین سی. هاس در سال 1991 را فراموش نمی کنم.


بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

چیزی که عوض داره گله نداره!

در یک‌ روز پاییزی‌ ملانصرالدین‌ توی‌ حیاط‌ خانه‌اش‌ نشسته‌ بود و داشت‌ از آفتاب‌ لذت‌ می‌برد که‌ ناگهان‌ متوجه‌ شد کسی‌ دارد با عصبانیت‌ در خانه‌اش‌ را می‌زند.

تا ملا از جا بلند شود و در خانه‌ را باز کند، کسی‌ که‌ پشت‌ در بود چندبار محکم‌ به‌ در کوبید و فریاد زد: .در را باز کن‌ ببینم‌ ملا؟.

ملانصرالدین‌ در خانه‌ را باز کرد و دید یکی‌ از همسایه‌هایش‌ با عصبانیت‌ و ناراحتی‌ پشت‌ در ایستاده‌ است. سلامی‌ کرد و گفت: .چه‌ خبر است‌ مرد حسابی،تو که‌ در خانه‌ را از جا کندی..
همسایه‌ ملا با ناراحتی‌ گفت: .چه‌ سلامی، چه‌ علیکی‌ با دسته‌ گلی‌ که‌ سگ‌ تو به‌ آب‌ داده، انتظار دیگری‌ داشتی؟.


ملا گفت: .من‌ که‌ نمی‌فهمم‌ چه‌ می‌گویی، مگر سگ‌ من‌ چه‌کار کرده؟.
همسایه‌ گفت: .چه‌کار کرده؟ سگ‌ تو پای‌ زن‌ مرا گاز گرفته‌ است..
ملا گفت: .عجب! اما در این‌ میان‌ من‌ چه‌ تقصیری‌ دارم، درِ بی‌گناه‌ خانه‌ چه‌ تقصیری‌ دارد که‌ آن‌ را می‌شکنی..
همسایه‌ گفت: .یعنی‌ چی؟ بالاخره‌ سگی‌ که‌ پای‌ زن‌ مرا گاز گرفته‌ سگ‌ توست‌ و هر طور شده‌ باید زیانی‌ را که‌ سگت‌ به‌ من‌ زده‌ است‌ جبران‌ کنی..


ملانصرالدین‌ که‌ دید همسایه‌ حرف‌ حساب‌ سرش‌ نمی‌شود، فکری‌ کرد و گفت: .عیب‌ ندارد، جبران‌ می‌کنم. تو هم‌ سگت‌ را بفرست‌ بیاید خانه‌ تا پای‌ زن‌ مرا گاز بگیرد. چیزی‌ که‌ عوض‌ دارد گله‌ ندارد..
از آن‌ به‌ بعد هر وقت‌ بخواهند بگویند جواب‌ خوبی‌ خوبی‌ است‌ و جواب‌ بدی‌ بدی‌ است‌ یا هر وقت‌ بخواهند بگوید، هر کار خوب‌ و بدی‌ پاداش‌ دارد و آدم‌ باید نتیجه‌ کارش‌ را هم‌ تحمل‌ کند، می‌گویند: .چیزی‌ که‌ عوض‌ دارد، گله‌ ندارد.

عاشقانه



بهار من تویی
حالا چه فرقی می‌کند تقویم روی میز
اگر پایان پاییز است،
آغاز زمستان است،
یا هر چـیز.


 به ادامه مطلب برید

ادامه نوشته

نباید بدوی...


سخت است برای کسی که آتش گرفته
توضیح بدهی که نباید بِدَوَد . . .

فضولی نباشه!

اینایی که تو شروع صحبتاشون میگن فضولی نباشه ها …

اینا عادمای ترسناکین

چون به کمتر از شماره شناسنامه مامان باباتون راضی نمیشن

شوهر خالم

شوهر خالم توی چشم پزشکی به دختر خاله‌م تقلب رسونده

دکتره بیرونش کرده :))

کلیپس

مورد داشتیم طرف به خاطر کیلیپس کرایه دو نفرو حساب کرده !

×××××

مورد داشتیم دختره به خاطر کلیپس توی ماشین جا نشده ، مجبور شدن عین لوله پولیکا کلشو یه وَرَکی از پنجره بندازن بیرون !

شعر طنز رؤسا و ملت (علی اکبر دهخدا)

رؤسا و ملت !!

خاک به سرم بچه به هوش اومده
بخواب ننه،یک سر دوگوش اومده

 

گریه نکن لولو می آد،می خوره
گرگه می آد بزبزی رو می بره

 

اهه!اهه!ننه چته؟-گشنم
-بترکی،این همه خوردی کمه؟!

 

چخ چخ سگه،نازی پیشی،پیش پیش
لای لای جونم،گلم باشی،کیش،کیش

 

-از گشنگی ننه دارم جون می دم
-گریه نکن فردا بهت نون می دم

 

-ای وای ننه!جونم داره در می ره
-گریه نکن دیزی داره سر میره

 

-دستم آخش،ببین چطور یخ شده
-تف تف جونم ببین ممه آخ شده

 

-سرم چرا انقده چرخ می زنه؟
-توی سرت شی پیشه *چا *می کنه

 

خ خ،خ خ...-جونم چت شد؟-هاق هاق
وای خاله چشماش چرا افتاد به طاق؟

 

آخ تنشم بیل ببین سرد شده
رنگش چرا،خاک به سرم،زرد شده؟

 

وای بچه م رفت زکف،رود!رود*!
ماند به من آه واسف،رود رود
علی اکبر دهخدا

ضرب المثل بز اخفش

کسانی که در موضوعي تصديق بلاتصور کنند و ندانسته و در نيافته سر را به علامت تصديق و تأييد تکان دهند، اينگونه افراد را به "بز اخفش" تشبيه و تمثيل مي کنند.

بقیه در ادامه مطلب!!

ادامه نوشته

SMS عاشقانه


پاییز سرد

درختان دلم را گرم کردند

زرد ، قرمز ، نارنجی

زمستان در راه است

تو میتوانی دلم را گرم کنی ؟

درختان فقط پاییز را دوام آوردند


*****


نبودنت ها را با خیال بودنت به هم بافته ام

چه سنگین شده این شال گردن

دارد بغضم را در گلو خفه میکند . . .

Browser

از دختره پرسیدم با کدوم Browser با اینترنت داری کار میکنی؟
سافاری؟
اکسپلورر؟
اپرا؟
فایرفاکس؟
میگه با اون که اولش گوگل رو باز میکنه!

آمپول..!

رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
معلوم بود تازه کاره!
همینجوری که سرنگوگرفته بود،
لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
از ترس گفتم:
“اشهدان لااله الاالله”
انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
خداروشکریکی دیگه اومدزد!

این طنز مختص دانشجوهای شیطونه

طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…


بقیه در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

پ نـ پ!!

به نوبه خودم یلدا رو به دوستان بیکار مثه خودم تبریک میگم!!


استادم بهم میگه چشمات ضعیفه که عینک زدی؟
میگم: پـَـــ نــه پـَـــ گذاشتمشون پشت ویترین تا یکی بیاد بخردشون

یاد از آن روزی که بودم اولی!!



    یاد آن روزی که بودم اولی
    ناز و طناز و عزیز و فلفلی


    شاه خانه بودم و با داد و دود
    هر چه را میخواستم آماده بود


    وای از آن روزی که آمد دومی
    نق نقو و بد ادا و قم قمی


    من وزیر گشتم و افتادم زجا
    دومی به جای من گردید شاه


    تا به خود آیم و خودداری کنم
    سومی آمد و او شد خواهرم


    دختری زیبا و خوش رو مثل ماه
    من و داداشم کشیدیم سوز و اه


    جای سبزی و گل در زندگی
    سر رسید از گرد راه چهارمی


    دیگر آن خانه برایم تنگ شد
    سبزی گل در نگاهم سنگ شد


    داشتم میکردم عادت ناگهان
    پنجمی هم پا گشود بر این جهان


    گر چه بهر سوختن ۵ تن کافی نبود
    ششمی هیزم شد و ما مثل دود


    ناصر و منصور و شهناز و شهین احمد و فرهاد ...
    هفتم مهین خانمان گردید در هم بر همی


    سه قلو شد هشتمی و نهمی و دهمی
    ای امان و ای امان و ای امان ای امان از دست بابا و مامان


    مادرم شد بار دیگر حامله
    این که آید تیم فوتبال کامله


    ناصر و منصور و شهناز و شهین
    احمد و فرهاد و مهناز و مهین


    علیمردان خان گل و معصومه جان
    آخری هم میشود دروازه بان !!!!